آموزش خواندن و نوشتن زبان کردي
براي ما کرد هايي که جزو محدوده جغرافيايي ايران هستيم خواندن ونوشتن زبان کردي با استفاده از حروف عربي – کردي مطرح است که بطور مختصر به ان مي پردازيم .
در فارسي کلمه کتاب از چهار حرف ( ک ت ا ب) تشکيل شده که از طريق وصل آنها به همديگر مطابق با قواعدي که آموخته ايم کلمه کتاب نوشته وبه راحتي خوانده مي شود . يا در انگليسي book از چهار حرف تشکيل شده که ميتوان آنها را جداجدا و يا بهم متصل مطابق قواعدي که تدريس شده نوشت و خواند . اين قاعده صرف نظر از اينکه نوشتن جملات از راست به چپ مانند فارسي و کردي ، از چپ به راست مانند لاتين و يا از بالا به پايين مانند چيني و ژاپني باشد در مورد همه زبانها صدق مي کند.
در برخي زبانها گاهي بيان يک صوت با يک حرف مقدور نيست و بايد مثلا از دو حرف استفاده کرد مانند
th يا gh و يا zh .
در برخي زبانها مانند عربي حروف داراي علايمي هستند که جهت آنها را مشخص مي کند . اين علايم عبارتند از کسره ، ضمه ، فتحه ، شّده ، وسکون .برخي زبانها نيز براي بيان تفاوت تلفظ حروف از علايم خاصي استفاده مي کنند مانند اين حروف در زبان لاتين : À Ê Ë Ô Û Ì Ç که هم اکنون در ترکيه براي کتابت از اين حروف و علايم استفاده مي کنند .
زبان کردي از خصوصياتي برخوردار است که با برخي از زبانها متفاوت است . از قبيل :
- توانايي تلفظ و بيان بسياري از اصواتي که در زبانهاي ديگر وجود دارند مانند ح ق ط در عربي وV در انگليسي .
بگذريم از اينکه برخي از گويش هاي کردي صوت هايي دارند که بعضا فقط در زبانهايي چون چيني يافت مي شود . همين ويژگي باعث شده است که تعداد حروف زبان کردي عليرغم حذف حروفي چون ص ض ط ظ ث ذ بيش از زبان فارسي و عربي باشد .
- در زبان انگليسي ، به عنوان مثال ، تلفظ برخي حروف در عين يکسان بودن ظاهري متفاوت است .مثلا L در wall ( به معناي ديوار ) ضخيم تر است از L در Level(به معناي مرتبه و سطح ) که به آنها به ترتيب dark L و Light L مي گويند . اين قاعده در مثلا زبان روسي نيز هست و براي اينکه حرف ل نرم تلفظ شود به ان علامت نرم کننده ъ اضافه مي کنند . عين اين قاعده در کردي نيزجاري است . به عنوان مثال ل در ليو( به معناي لب ) نرم و نازک ادا مي شود حال آنکه ڵ در شوڵ ( به معناي ترکه چوب ) زمخت است . يا ر در که ر ( به معناي خر ، الاغ) نرم و در که ڕ ( به معناي ناشنوا )زمخت است . علامت تشخيص اين دو در زبان کردي ( ˇ ) است که در بالا و یا پائین آن حرف قرار داده آنرا زمخت و يا dark مي کند . اين علايم از زبان لاتين گرفته شده اند .
*****
حروف کردی
اکثر حروف کردي مانند حروف فارسي و عربي نوشته ، خوانده و تلفظ مي شوند . تفاوت نوشتن و خواندن تنها در چند مورد است که به نظر اينجانب بهتر است ابتدا اين تفاوت ها را مشخص کنيم و توجه را معطوف آنها نماييم . بقيه موارد خود بخود حل مي شوند .
حرف کردي |مترادف فارسي يا عربي | مثال کردي | لاتين
۱- ﮦ = فتحه - زبر سه ر – سه وز – وه ره
سر - سبز - بیا
در زبان کردي براي بيان حرکت فتحه از حرف ه استفاده مي شود مثلا کرد در فارسي ( انجام داد) در کردي به صورت که رد نوشته مي شود و يا سرد به معني غير گرم به صورت سه رد نشان داده مي شود .
۲- ێ = کسره – زير مێرد – شێر - ڕێوي ê
مرد _ شوهر - روباه
ێ ياي مجهول فارسي است که در عربي با کسره نشان داده می شود . براي بيان کسره عربي و يا ياي مجهول فارسي در زبان کردي از ي با علامتˇ که در بالاي آن قرار داده مي شود استفاده مي گردد ێ.
مانند کتاب (در فارسي ) که در کردي به صورت کێتاب نوشته ، و خوانده مي شود .
حرف کردي |مترادف فارسي يا عربي | مثال کردي | لاتين
٣ – و =ضمه – پيش کورد - خوشک –ئوميد o
ضمه عربي و يا پيش فارسي در کردي به صورت و نشان داده مي شود . مانند کُرد ( نام ملت کرد ) که به صورت کورد نوشته مي شود
۴- همچنانکه گفته شد در کردي دو نوع ر داريم . ڕّ زمخت که در کلمه مکرّر عربي خود را نشان مي دهد و با ر در کلمه برابر به معني ( مساوي ) متفاوت است . وجه تمايز اين ر علامت ˇ است که در بالاي آن قرار مي گيرد . حال آنکه ر نرم مانند ر فارسي نوشته مي شود .
۵- حرف ل در کردي دو نوع است . لام زمخت و لام نرم که در ابتداي اين متن به آن اشاره شد و گفته شد که در انگلیسی dark L و Light خوانده می شوند . بر روي لام ( ڵ ) زمخت علامت ˇ قرار داده مي شود در حاليکه لام نرم مانند ( ل ) در فارسي نگاشته مي شود .
۶ –بعد از توضیح اين پنج تفاوت ساده ، بايد به اين نکته اشاره کنيم که در رسم الخط کردي اساسا حروف ث ص ذ ض ط ظ وجود ندارند و کودکان و نو آموزان زبان کردي با اين مشکل مواجه نيستند که ذ ذغال چه فرقي با ز زنجير دارد . و يا ص صابون چرا با س سماور فرق مي کند؟بنا بر اين شاید بتوان گفت که خواندن و نوشتن زبان کردي به مراتب از خواندن و نوشتن زبان فارسي ساده تر است .
7 - در زبان کردي کلمات آنگونه که نوشته مي شوند همانگونه هم خوانده مي شوند و بر عکس . بنابر اين محال است کلمه اي را با اشتباه چند نوع خواند که اگر علائم عربی نباشد باعث سردرگمي کودکان و نو آموزان زبان فارسي مي شود .
۸- در زبان کردي سه نوع واو داريم .
الف - و در کلماتي مانند يوسف و کودک همانند و فارسي است .
نمونه کردي براي اين حرف :
کو ڕ به معناي پسر
کورد به معنای مردم کرد
ب - و در کلماتي مانند دور به معني ( داراي فاصله زياد ) که بعضا به صورت تکرار حرف واو نشان داده مي شود .
دوور (کردی ) = دور (فارسی )
ج - و که مشابه تلفظ O در انگليسي است و روي آن علامت ˇ گذاشته مي شود همان ضمه عربی است . مثلا براي کلمه دؤ به معناي دوغ و يا بۆچه به معناي چرا ؟ از اين حرف استفاده مي شود.
یعنی اگر بخواهیم کلمات دُرد ( گوهر ) بُرد (گذشته فعل بردن ) در فارسی را عینا به کردی بنویسیم به صورت زیر نوشته می شوند :
دُرد = دۆرد
بُرد = بۆرد
-- واو فارسی در کلماتی مانند کبوتر و کلمه ورود ( یعنی داخل شدن ) یکسان به صورت و نوشته می شود . حال آنکه دومي مشابه ( V ) در لاتين است . براي تلفظ چنين صوتي درفارسی معمولا لبهای گوینده گرد شده و حالتی شبیه تلفظ ف به خود می گیرد . این حرف در کردي با علامت ڤ نشان داده مي شود که به جاي يک نقطه در بالاي آن سه نقطه وجود دارد .
مانند کلماتي چون مرۆڤ ( mrov) (به معناي انسان و يا گۆڤار ) govar ( به معناي مجله .
۱۰- علامت شده يا تشديد در عربي و فارسي تکرارآن حرف است در کردي . مانند کلمه موزه که در کردي مووزه نوشته مي شود .
۱۱ – دست آخر اينکه در کردي همزه ( ء ) يک حرف است و صوت مشخصي را نمايندگي مي کند . که معادل آن در لاتين а است .مثال :
اگر بخواهیم کلمه فارسی ادبیات را در کردی عینا تلفظ و بنویسیم ،چنین خواهد شد :
ادبیات = ئهدهبییات
یکی از نکات قابل اشاره این است که نوشتن کردی با رسم الخط لاتین تفاوت هائی با رسم الخط کردی - عربی دارد . به عنوان مثال در رسم الخط لاتین کسره کوتاهی که عرب آن را کسره مختلسه یعنی کسره دزدکی می خواند به صورت " i " نشان داده می شود . حال آنکه این کسره در رسم الخط کردی - عربی وجود ندارد .
۱۲ - ديگر اينکه حرف الف در زبان کردي تنها در وسط و آخر کلمات مي آيد .
به جاي آ ( الف کلاه دار يا آي با کلاه ) در کردي از همزه به اضافه الف استفاده مي شود . مانند ئا در ئارهزو = (آرزو )
ئاويته = (آميخته )
ئاشنا = ( آ شنا ) .
یعنی اگر بخواهیم همین کلمه (آشنا ) و آرزو را به زبان کردی عینا بنویسیم چنین خواهند شد : ئاشنا و ئارهزو . يک مثال شعري از هیمن شاعر کرد :
ئاره زوومه هه رچي ئينسانه به ئازادي بژي
( آرزويم اين است که هر انساني آزاد زندگي کند . )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
17 05 2008
درراستاي حفظ و آموزش زبان كورمانجي بد نديديم تاما هم همگام با سايت انجمن فرهنگي ومدني كردهاي خراسان اقدام به درج دستورزبان كرمانجي در اين پست نمائيم تا به نوعي رسالت خود را در برابر فرهنگ غني كرد به انجام رسانده باشيم.
(كرمانج رزمان –
( ARTIN.HASSANI @ yahoo.com
گرامر Rêziman
در اینجا بواسطه اینکه در زبان محاورهای در میان کوردها معمولأ ضمایر بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند، لذا در این بخش، مبحث اسم (و ضمایر شخصی) را بررسی میکنیم. در فرصتهای آتی مباحث فعل، حروف اضافه، صفت و … را مطرح خواهیم کرد.
ضمیر Cînav
ضمیر کلمهای است که بجای اسم مینشیند (اسم کلمهای است که برای نامگذاری موجودات جاندار و بیجان استفاده میشود). زبان کردی دارای دو گروه ضمیراست:
|
به فارسی |
ضمایر کنایه (غیر مستقیم) |
ضمایر ساده (مستقیم) |
|
من |
Min |
Ez |
|
تو |
Te |
Tu |
|
او(مرد)، آن |
Wî |
Ew |
|
او(زن)، آن |
Wê |
Ew |
|
ما |
Me |
Em |
|
شما |
We |
Hûn |
|
آنها |
Wan |
Ew |
A) کاربرد ضمایر ساده:
ضمایر ساده در موارد زیر استفاده میشوند:
الف) بعنوان فاعل (کنندهء کار) در انجام دادن کاری (فعل ) در تمام زمانها بکار میروند ( به جز زمانهای گذشتهء افعال متعدی):
çûn (رفتن) یک فعل لازم است. Ez در اینجا ضمیر ساده و کنندهء کار (فاعل) میباشد.
|
من دارم به مدرسه میروم. |
.Ez diçim debistanê |
|
من به مدرسه خواهم رفت. |
.Ez ê biçim debistanê |
|
من به مدرسه رفتم. |
.Ez çûm debistanê |
|
من به مدرسه رفتهام. |
.Ez çûme debistanê |
|
من به مدرسه میرفتم. |
.Ez diçûm debistanê |
|
من به مدرسه رفته بودم. |
.Ez çûbûm debistanê |
ب) بعنوان مفعول درجملاتی که دارای افعال متعدی (زمانهای گذشته) هستند:dîtin (دیدن) یک فعل لازم است. Ez در اینجا ضمیر ساده و همچنین مفعول جمله میباشد.
| تو من را دیدی. |
.Te ez dîtim |
| تو من را دیدهای. |
.Te ez dîtime |
| تو من را میدیدی. |
.Te ez didîtim |
| تو من را دیده بودی. |
.Te ez dîtibûm |
B) کاربرد ضمایر کنایه (غیر مستقیم):
ضمایر کنایه در موارد زیر استفاده میشوند:
الف) بعنوان فاعل در جملاتی که دارای افعال متعدی (زمانهای گذشته) هستند:
xwarin (خوردن) فعل لازم است. Min در اینجا ضمیر کنایه و همچنین فاعل جمله میباشد.
|
من یک سیب را خوردم. |
.Min sêvek xwar |
|
من یک سیب را خوردهام. |
.Min sêvek xwariye |
|
من یک سیب را میخوردم. |
.Min sêvek dixwar |
|
من یک سیب را خورده بودم. |
.Min sêvek xwaribû |
ب) بعنوان مفعول درجملاتی که دارای افعال متعدی (زمانهای حال و آینده) هستند:
|
تو من را میبینی. |
.Tu min dibînî |
|
تو من را خواهید دید. |
.Tu yê min bibînî |
پ) ضمایر کنایه برای یک حرف اضافه، بعنوان مفعول میباشند:
مثال : از - ji
از من / تو/ او (مرد) / او (زن) / ما / شما / آنها
ji min/te/wî/wê/me/we/wan
ت) در حالت ملکی:
|
دست من / تو / او (مرد) / او (زن) / ما / شما / آنها |
destê min/te/wî/wê/me/we/wan |
|
مال من/ تو/ او (مرد) / او (زن)/ ما / شما / آنها |
ê min/te/wî/wê/me/we/wan |
ضمایر مفعولی Cinavên berkirde
وقتیکه یک ضمیر ساده (مستقیم) بعنوان فاعل استفاده شود، ضمیر کنایه (غیر مستقیم) بعنوان مفعول استفاده میشود، و بالعکس.
|
من تو را میبینم (دارم میبینم)
|
Ez te dibînim |
|
تو من را میبینی
|
Tu min dibînî
|
|
او (زن/مرد) میبیند او (زن/مرد) را
|
Ew wî/wê dibîne
|
|
ما شما را میبینیم
|
Em we dibînin
|
|
شما ما را میبینید
|
Hûn me dibînin
|
|
آنها میبینند آنها را
|
Ew wan dibînin
|
|
من تو را دیدم. |
.Min tu dîtî |
|
تو من را دیدی. |
.Te ez dîtim |
|
او (مرد) دید او (زن/مرد) را. |
.Wî ew dît |
|
او (زن) دید او (زن/مرد) را. |
.Wê ew dît |
|
ما شما را دیدیم. |
.Me hûn dîtin |
|
شما ما را دیدید. |
.We em dîtin |
|
آنها دیدند آنها را. |
.Wan ew dîtin |
ضمایر انعکاسیضمیر انعکاسی کلمهء xwe (خود / صاحب بودن) است که برای تمام اشخاص بکار میرود.
|
من خودم را میبینم. |
.Ez xwe dibînim |
|
تو خودت را میبینی. |
.Tu xwe dibînî |
|
او (زن/مرد) میبیند خودش (زن/ مرد) را. |
.Ew xwe dibîne |
|
ما خودمان را میبینیم. |
.Em xwe dibînin |
|
شما خودتان را میبینید. |
.Hûn xwe dibînin |
|
آنها خودشان را میبینند. |
.Ew xwe dibînin |
صفات و ضمایر ملکی Rengdêr u Cînavên xwedîtî
ضمایر کنایه معمولأ بعنوان ضمایر و صفتهای ملکی استفاده میشوند. دراین موارد همیشه یک پسوند اسم را به ضمیر کنایه مرتبط میکند.
| |
پسوندهای معلوم (معین) |
|
اسمهای مفرد مونث |
a - |
|
اسمهای مفرد مذکر |
ê - |
|
اسمهای جمع |
ên - |
کلمهء y در اسمهایی که به یک حرف صدادار ختم میشوند، بین حرف صدادار و پسوند اسم قرار میگیرد. در واقع کلمهء y در اینجا همانند یک بافر (زینت بخش) عمل کرده و اسم را خوش بیان میکند.
| |
پسوندهای نامعلوم (نامعین) |
|
اسمهای مفرد مونث |
e - |
|
اسمهای مفرد مذکر |
î - |
|
اسمهای جمع |
e - |
پسوند اسم (نسبت داده شده) به همراه ضمیر کنایه، یک ضمیر ملکی را درست میکند.
|
مال من (کتاب) |
a min |
کتاب من |
Kitaba min |
|
مال تو (قاشق) |
yê te |
قاشق تو |
Kevçîyê te |
|
مال او (اسم) |
ê wê |
اسم او (مونث) |
Navê wê |
|
مال او (خانه) |
a wî |
خانه او (مذکر) |
Mala wî |
|
مال ما (شاگردها) |
ên me |
شاگردان ما |
Şagirdên me |
|
مال شما (معلمین) |
yên we |
معلمین شما |
Mamostayên we |
|
مال آنها (سوزن) |
ya wan |
سوزن آنها |
Derzîya wan |
|
کتاب شما از مال من بهتر است. |
.kitaba te ji a min rindtir e |
|
قاشق شما از مال من درازتر است. |
.Kevçîyê te ji yê min dirêjtir e |
|
کاردهای شما از مال ما سنگینترند. |
.Kardên te ji ên me girantir in |
| یک کارد من. |
.Kardeke min |
|
یک معلم (مذکر) شما. |
.Mamostayekî we |
|
کتابهای آنها. |
.Kitabêne wan |
|
یک کارد من تیز نیست. |
.Kardeke min tûj nîne |
|
من یک معلم شما را دیدم. |
.Min Mamostayekî we dît |
|
کتابهای آنها خوبند. |
.Kitabêne wan rind in |
تهیه کننده: آًقایان ئارتین بازرگان
عبدالله بازرگان
علی بازرگان
سیروان پیرانشهر
www.cskk.org
براي يادگيري بيشتر زبان كؤردي .ادامه ي مطلب را كليك كنيد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
19 May 2008ساعت 12 بعد از ظهر  توسط حسن بازرگان
|
زبان كردي ، كه يكي از زبانهاي اصيل ومتعدد آريايي است ، داراي لهجه ها و ته لهجه هاي مختلفي است ، كه ذيلا” به صورت اختصار به بررسي آنها مي پردازيم :
۱- لهجة كرمانجي : لهجة ( كرمانجي ) با الفباي لاتين نوشته مي شود . براي نشان دادن تمايز تلفظ ، علايم خاصي را براي پاره اي از حروف لاتين در نظر گرفته اند ، مانند حرف ( Ç ) و حرف (Ģ) . در لهجة (كرمانجي ) حرف (ك) و (گ) دو نوع تلفظ دارند . كلمة (كرمانجي ) از كلمة (كرمانج ) مشتق شده است ، كه نام بخش وسيعي از كردهاي شمالي و غربي مناطق كردنشين جهان است . در پاره اي از مناطق ايران ، براي نمونه در شمال خراسان نيز كردها به اين لهجه صحبت مي كنند . خيلي از رسانه هاي كردي ، موازي با لهجة (سوراني) ” زبان استاندارد ” كردي ، به لهجة كرمانجي نيز برنامه دارند . شهرها و مناطق ذيل ، بخشي از كردهاي كرمانجي را تشكيل مي دهند : دياربكر (آمد) ، وان ، دهوك ، قاميشلي ، عفرين ، ارض روم ، درسيم ، سلوپي ، زاخو ـ ماکو ـ بازرگان ـ خوی سلماس ـ شوط ـ خلخال و خيلي از مناطق ديگر . خيلي از شاعران مشهور كرد به اين لهجه شعر سروده اند، مانند : استاد احمد خاني ، علامه ملاي جزيري ، جگر خوين و غيره . لهجة( كرمانجي ) زبان كردي ، داراي ته لهجه هاي مختلفي است ، مانند : باديني ، شكاكي ، داسني ( دهوكي) ، واني ، سرحدي ، بوتاني و غيره . حدود 30 در صد از كردهاي جهان ، در زندگي روزمرة خود ، از لهجة( كرمانجي ) استفاده مي نمايند .
۲- لهجة سوراني : لهجة( سوراني ) ، به نحوي ، به صورت زبان استاندارد كردي در آمده است . در اكثر دانشگاههايي كه درآن ها زبان كردي را تدريس مي نمايند ، به عنوان زبان استاندارد از اين لهجه استفاده مي كنند ، مانند دانشگاه پاريس ، صلاح الدين ، دهوك و سليمانيه . اكثرا” هم در مكاتبات اداري دولت هاي محلي كردستان ، از اين لهجه استاده مي شود . كلمة ( سوراني ) از كلمة (سوران ) مشتق شده است . (سوران) نام منطقه اي از مناطق كردنشين و اسم گروهي از كردها مي باشد . مركزاين منطقه دراطراف شهر (سوران) قراردارد . به طور كلي ، لهجه(سوراني) زبان كردي ، در اين شهرها و مناطق اطراف آن ها تكلم مي شود : سنندج ، مهاباد ، سقز ، بوكان ، اشنويه ، بانه ، مريوان ، ديواندره ، كامياران ، نقده ، پيرانشهر ، سردشت ، سليمانيه ، اربيل ، كويه ، دربندي خان ، رانيه ، قلعه ديزه ، رواندوز ، حرير و چندين شهر، قصبه و روستاي ديگر . اين مناطق عمدتا” در قسمتهاي مركزي و شرقي حوزه زندگي كردها قرار دارند . در لهجة (سوراني) ، حروف عربي ” ح ” و ” ع” ، حالت فونتيكي خود را حفظ كرده و به همان آواي عربي دقيق تلفظ مي شوند . در الفباي اين لهجه ، حروف عربي ث ، ذ ، ص ، ض ، ط و ظ حذف شده است . يعني به جاي حروف (ث ) و( ص) از حرف (س ) ، به جاي حروف (ذ) ، (ض ) و ( ظ )، از حرف (ز) و به جاي حرف (ط) ، از حرف ( ت ) استفاده مي شود. در اين لهجه ، حرفي وجود دارد به شكل ( ض ) ، كه تلفظش درست مانند تلفظ حرف v) ( لاتين است . در لهجة (سوراني) زبان كردي ، حركات با حروف است ، يعني هر كلمه اي همانطور كه نوشته مي شود ، تلفظ مي گردد . اين لهجه بطور معمول با الفباي شكل عربي ( همان فارسي ) نوشته مي شود ، مگر در موارد استثنايي . ولي در حروف (ر) ، (ل) ، (و) و (ي) بر حسب مورد ، براي نشان دادن تمايز حالت تلفظ ، از علامتي به شكل (7) استفاده مي كنند . شاعران مشهور كلاسيك سراي كرد ، اكثرا” به اين لهجه شعر سروده اند ، مانند : نالي، محوي ، حاجي قادر كويي ، قانع ، هژار ، هيمن و امثال آنها . خيلي از روزنامه ها ، مجلات ، راديو ها ،ماهواره ها ، تلويزيونها ، پايگاههاي انترنتي و ساير رسانه ها از اين لهجه استفاده مي كنند . بخشي از ته لهجه هاي (سوراني) عبارتند از : ته لهجه اربيلي ، اردلاني ، مكري ، باباني ، بان ايلاخي و غيره . روي هم رفته بطور بسيار تخميني مي شود گفت ، كه گذشته از اينكه اين لهجه به صورت زبان استاندارد كردي در آمده است ، حدود 30 در صد از كردها ، در زندگي روز مرة خود ، از اين زبان استفاده مي كنند .
3- لهجة اورامي : لهجة (اورامي) ، به روايتي نه تنها از قديمي ترين لهجه هاي زبان كردي است ، بلكه از اصيل ترين لهجه هاي آريايي نيز مي باشد ، كه اين موضوع نظريه قديمي ريشه بودن اورامي را براي زبان فارسي تقويت مي كند . اين كلمه ،از كلمة ( اورامان ) مشتق شده است ، كه منطقة زندگي كردهاي اورامي است . زبان اوستايي و پهلوي ، كه از زبانهاي قديمي آريايي مي باشند ، با اين زبان قرابت دارند . اين قرابت گاهي به حدي است ، كه افراديكه به كردي اورامي مسلط مي باشند ، مي توانند تا اندازة زيادي از متون سنگ نوشته ها و پوست نوشته هاي دوران باستان ، كه به زبان اوستايي ويا پهلوي نوشته شده اند ، سر درآورند . لذا به نظر زبانشناسان ، فراگيري زبان كردي ، براي فارسي زبانها ، بسيار كار مثبتي است و به منزلة يادگيري زبان لاتين ، توسط فرانسوي زبانان مي باشد . لهجة( اورامي) زبان كردي نيز با حروف عربي ( فارسي ) نوشته مي شود . در لهجة اورامي ، حروفي و جود دارد ، كه تلفظ آن در ساير لهجه هاي كردي يا فارسي نيست ، مانند حرف ﻨ) ) كه مانند The در انگليسي تلفظ مي شود . لهجه اورامي داراي چند ته لهجه است ، مانند : ته لهجه اورامان تخت ، پاوه و لهون . روي هم رفته مردم اورامان تخت ، اورامان لهون ، اورامان حلبجه و اوراميهاي نزديك شهر موسل و غيره با اين لهجه صحبت مي كنند . خيلي از شاعران كرد به لهجة اورامي زبان كردي شعر سروده اند ، كه اكثرا” سبك كلاسيك و بيشتر ده هجايي مي باشند ، كه يكي از آنها پير شاليار اورامي است . پيرشاليار كبير ( پير شاليار ديگر نيز هست )، خود زرتشتي و حالت رهبريت ديني داشته است و هنوز عبادتگاه و آرامگاهش در اورامان تخت ، مورد احترام بسيار زياد است . هر ساله هزاران نفر به زيارتش مي روند . از شاعران ديگر اورامي سرا ، صيدي (سيدي) اورامي ، مولوي كرد، ميرزا عبدالقادر پاوه اي و دهها شاعر برجسته ديگر مي باشند . روي هم رفته ،مردم اورامان سمبول مهر ، صداقت ، كرامت ، قناعت ، كوشش و تمام صفات بارز يك انسان مي باشند ، به همين دليل اين خطه ، سرزمين شاعر خيزي بوده است و تاريخ ادبيات كرد ، مملو از اسماء شعراي اورامي سرا است . خيلي از دست نوشته هاي ادبي ، عرفاني و غيره نيز به اين لهجه وجود دارد ، كه هنوز بخش عظيمي از آنها جمع آوري و چاپ نشده است .
4- لهجة لري : چنانكه مي دانيم ، اكثر زبانشناسان و محققين بر اين باورند ، كه لري هم يكي از لهجه هاي زبان كردي است ، كه يكي از آنها استاد علاءالدين سجادي بوده است . استاد علاءالدين سجادي نويسنده كتاب وزين و مشهور تاريخ ادبيات كرد ، در اين اثر بر اين قضيه تاكيد داشته است . نگارنده اين نوشته هم بر اين باور است. لهجة لري ، لهجه ايست از لهجه هاي آريايي كه از نقطه نظر فونولژي ، در بين زبان كردي و فارسي قرار دارد ، تا به طرف شمال لرستان حركت مي كنيد ، اين لهجه بيشتر به زبان كردي نزديك مي شود . اكثر مردم استان لرستان ، بخشي از استان كرمانشاهان، بخشي از استان خوزستان ، قسمتي از چهار محال بختياري ، ايلام و بوير احمد و حتي قسمتي از استان اصفهان نيز،به لهجة لري صحبت مي كنند . لهجة لري شامل ته لهجه هاي فراواني است ، كه گاهي از شهري به شهر ديگر تغيير مي كند و اظهار نظر دقيق در مورد آنها ، نياز به يك تحقيق وسيع ميداني دارد . شاعران فراواني به اين لهجه شعر سروده اند ، كه نام قسمتي از آنان در تاريخ ادبيات كرد ثبت است ، براي مثال : باباطاهر عريان ، بابا نلوس لرستاني ، بهلول ماهي و غيره . بيشتراهل قلم ، لهجة لري را با الفباي عربي( فارسي ) نوشته اند . ولي گاهي در كتب تحقيقي از الفباي لاتين نيز استفاده شده است .
5- لهجة گوراني : نام لهجة ( گوراني) از كلمة ( گوران ) مشتق شده است . (گوران) جمع (گه وره ) است و (گه وره) در زبان كردي به معني بزرگ يا گبر ( زرتشتي ) است . از نقطه نظر زبانشناسي ، بخشهاي وسيعي از مناطق جنوبي كردنشين ، مانند اكثريت استان كرمانشاهان ، اكثريت استان ايلام و بخشي از لرستان به اين لهجه از زبان كردي صحبت مي كنند . قسمتي از ته لهجه هاي اين لهجه، عبارتند از : ايلامي ،كلهوري ، لكي ، فيلي و غيره . عقيده بر اين است ، كه كلمة كلهر از دو بخش (كل + لر) يا( لر بزرگ) و كلمة( لك ) ازحرف( ل )به معني لر و حرف ( ك )به معني كرد، تشكيل شده است . كتابهاي ديني مذهب اهل حق ، كه يك مذهب باستاني و اصيل كردي است ، به اين لهجه نوشته شده است ، كه يكي از آنها كتاب سرانجام مي باشد . مذهب اهل حق به ميان ساير ملل نيز صادر شده است، براي مثال به ميان تركهاي آذربايجان شرقي ، ساكنان رودهن و بومهن در استان تهران ، كلار دشت در مازندران و خيلي از جاهاي ديگردر تركيه و عراق . خيلي از شاعران نامي كرد به اين لهجه شعر سروده اند ، كه خاناي قوبادي ، غلامرضاخان اركوازي ، شامي كرماشاني و صدها شاعر و اهل قلم برجسته، برخي از آنها مي باشند . توضيح : برخي از محققين ، بطور اشتباه لهجة( گوراني) را لهجة (كلهوري) ناميده اند و لهجه هاي( لكي) و( فيلي) و غيره را از ته لهجه هاي لهجة كلهوري به حساب آورده اند، در صورتيكه ته لهجة (كلهوري) خود از ته لهجه هاي لهجة (گوراني )است ، كه طوايف (كلهور) استان كرمانشاهان با آن تكلم مي كنند . سي جي . ادموندس در كتاب كردها ، تركها و عربها مي نويسد ” پرجمعيت ترين طايفة كرد (كلهور)ها هستند ” . برخي از(كلهر)ها ، قرنها پيش به منطقة شاهيندژ در آذربايجان غربي تبعيد شده اند ، كه (كلهر) دير آمدي ناميده مي شوند و هنوز نوعي لهجة كلهوري را حفظ كرده اند . منطقة كلهرآباد در بوكان نيز به اسم همين طايفه از كلهر نامگذاري شده است و ساكنان آن اكثرا” كلهر دير آمدي مي باشند . همانطوريكه ، لهجة لري از لحاظ زبانشناسي در ميان زبان كردي و زبان فارسي قرار دارد ، لهجة ( گوراني) نيز در ميان لهجة (سوراني) و لهجة( لري) قرار دارد . 6- لهجة زازاكي(زازايي ) : اين لهجه نيز از لهجه هاي زبان كردي است ، كه از لحاظ لغت ، دستور و ساير معيارهاي زبانشناسي ، با اكثر لهجه هاي كردي ديگر، مقداري فاصله گرفته است ، كه قبل از هر گونه اظهار نظري در اين مورد ، نياز به تحقيق بيشتري مي باشد .
براي ديدن عكس ها و ظرب المثل هاي كردي ادامه ي مطلب را بزنيد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
19 May 2008ساعت 9 قبل از ظهر  توسط حسن بازرگان
|
الفبای کوردی، با حروف لاتینی - Alfabê ya kurdî
الفبای کوردی دارای 31 حرف است. حروف صدادار 8 تا و حروف صامت 23 تا میباشند.
|
a
|
b |
c |
ç |
d |
e |
ê |
f |
g |
h |
i |
î |
j |
k |
L |
m |
| آ |
ب |
ج |
چ |
د |
اَ |
ئێـ |
ف |
گ |
ح |
اِ |
یی |
ژ |
ک |
ل |
م |
| n |
o |
p |
q |
r |
s |
ş
|
t
|
u
|
û
|
v
|
w
|
x
|
y
|
z
|
| ن |
ئۆ |
پ |
ق |
ر |
س |
ش |
ت |
و |
وو |
ڤ |
ـو |
خ |
ى |
ز |
حروف صدادار در الفبای کوردی از قرار ذیل میباشند:
a ، e ، ê ، i ، î ، o ، u ، û
در اینجا کلماتی را بعنوان نمونه در ارتباط با هر یک از حروف الفبا ذکر کردهایم، تا یادگیری حروف الفبای کردی، چه از نظر نوشتاری و هم از نظر فنوتیک (صدای حروف) کاملأ واضح و شفاف گردد.
Av - Agir - Çiya – Mîvan
( آب - آتش - کوه - مهمان )
Beran -
Bizin –
Bav -
Bihar
(قوچ - بز - پدر - بهار)
Cacim - Fin
can –
Canîk
(جاجم - فنجان - کره اسب)
çar - Çû
çik – keman
çe
(چهار - گنجشک - کمانچه)
Dar -
Dîk – Ra
diyo
(درخت - خروس - رادیو)
K
er - Ş
eş –
Ewr
(الاغ - شش - ابر)
Êvar - P
ênc – R
êwî
(غروب - پنج - رهرو)
Filçe - He
ft – Tili
fûn
(فلچه - هفت - تلفن)
Goşt -
Gêrmî –
Golik
(گوشت - آش - گوساله)
Honer -
Hirmî -
Hîv -
Havîn
(هنر - گلابی - ماه - تابستان)
B
irîn - G
izêr - j
in
(زخم - هویچ - زن)
Taks
î - D
îk - D
îwar
(تاکسی - خروس - دیوار)
jin -
jûjî - Qi
jik - Ro
j
(زن - جوجه تیغی - کلاغ سیاه و سفید - آفتاب)
Ker -
Kûsî –
Kewçî
(خر - لاک پشت - قاشق)
Fî
L -
Lîmû -
Lek
lek
(فیل - لیمو - لک لک)
Mişk -
Masî -
Mêş -
Mûzîk
(موش - ماهی - مگس - موسیقی)
Nan - Ma
nge -
Nînik
(نان - ماده گاو - ناخن)
Ordek -
Otobûs - G
og
(اردک - اتوبوس - توپ)
Pîvaz -
Pişik –
Penîr -
Payîz
(پیاز - گربه - پنیر - پاییز)
Qaz - be
q –
qirik
(غاز - قورباغه - کلاغ)
Rovî - Ma
r -
Ça
r
(روباه - مار - چهار)
Saet -
Sêv –
Sîr
(ساعت - سیب - سیر)
Şêr -
Şîr -
Şû
şe –
Şeker
(شیر - شیرخوردن - بطری - شکر)
Texte - des
t -
Tût
(تخته - دست - توت)
Kêrg
u - G
uçik – G
ul
(خرگوش - گنجشک - گل)
D
ûr - Bil
ûr - K
ûçî – B
ûk
(دور - نی - سگ - عروس)
Ça
v - ke
vir – De
ve
(چشم - سنگ - شتر)
Weris - E
wr – De
wrî
(ریسمان - ابر - بشقاب)
Xak - ber
x -
Xiyar
(خاک - بره - خیار)
Radi
yo- Me
ymûn -
yêk
(رادیو - میمون - یک)
Pez - Derzî -Xinzîr - Moz - Zivistan
(گوسفند - سوزن - خوک - موز- زمستان)
در اینجا برای مفهوم شدن بکارگیری کلمات کوردی در جمله نویسی، چند جمله زیر بعنوان نمونه عرضه گردیده است:
çiya pir sarin
کوهها خیلی سرد هستند.
Daniyal şagirdek zîrek e
دانیال یک دانشآموز زیرکی است.
Rengê qelema min qehweyî ye
رنگ قلم من قهوهای است.
*********
الفبا و نوشتار
برای نوشتن کرمانجی در ترکیه و سوریه از حروف لاتین، در کردستان عراق و ایران از خط عربی و در قسمت کردنشین ارمنستان از خط سیریلیک استفاده میشود.
الفبای کردی از ۳۱ حرف تشکیل میشود:
A B C Ç D E Ê F G H I Î J K L M N O P Q R S Ş T U Û V W X Y Z
زبان کردی دارای ۸ مصوت است:
| کردی |
a |
e |
ê |
i |
î |
o |
u |
û |
|
| فارسی |
آ (مثل آرام) |
إ مثل (امروز) |
أ (مثل اندک) |
ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد) |
ای (مثل ایلام) |
أ (مثل أردک) |
او کوتاه (در فارسی معادل ندارد) |
او (مثل دوست) |
|
و نیز دارای ۲۳ صامت است:
| کردی |
b |
c |
ç |
d |
f |
g |
h |
j |
k |
l |
m |
n |
p |
q |
r |
s |
ş |
t |
v |
w |
x |
y |
z |
|
| فارسی |
ب |
ج |
چ |
د |
ف |
گ |
ه |
ژ |
ک |
ل |
م |
ن |
پ |
ق |
ر |
س |
ش |
ت |
و (مثل ویژگی) |
و (مثلwindow) |
خ |
ی (مثل یاور) |
ز |
|
+
نوشته شده در
18 May 2008ساعت 4 بعد از ظهر  توسط حسن بازرگان
|
زبان کردی
زبان کردی یکی از زبانهای شاخه شمال غربی زبانهای ایرانی است که در بخشهایی از خاورمیانه که به آن سرزمین کردستان گفته میشود به آن گفتگو میشود. سرزمین کردستان به قسمتهایی از ایران، ترکیه، عراق و سوریه گفته میشود. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان، شمال خراسان و در مناطقی از استان گیلان یعنی لوشان و چمخاله لنگرود نیز یافت میشوند.
شاخههای صلی زبان کردی عبارتند از[1]:
زبان کردی سورانی در عراق زبان رسمی است [2] در حالی که در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه محدودیتهای شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال میشد گرچه هنوز در ترکیه بسیار محدود است .[3]. در ایران نیز در برخی رسانهها امکان استفاده از آن وجود دارد در حالی که استفاده از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذیرفتهاست.
برای اطلاعات بیشتر ادامه ی مطلب را بزنید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
18 May 2008ساعت 4 بعد از ظهر  توسط حسن بازرگان
|
+
نوشته شده در
18 May 2008ساعت 2 بعد از ظهر  توسط حسن بازرگان
|